اندر احوالات ما

سلام

اول از همه بابت تاخیر حدود یکماهم معذرت خواهی میکنم که این تاخیر دلائل خودشو داره و کم کاری نبوده خجالت

خب بهمن ماه هم با همه شلوغ کاریها تموم شد و خیلی از برنامه هایی که داشتیم به امید خدا انجام شدمسافرتمون را رفتیم که خیلی خیلی خوش گذشت و خاطرات زیادی که همش خوب بود با بهترین دوستمون برامون رقم خورد و هر وقت مرورش میکنیم خنده روی لبهامون میاد . پست بعد توضیحات سفر همراه با عکسهایش خواهد بود . یکی از دلائل دیر آپ کردن سهل انگاری آقا مهران بابت انتقال عکسها از دوربین به کامپیوتر میباشد به دلیل اینکه فیش دوربین را نمیدانند کجا گذاشته اند و میخواستم حتما با عکسهای سفر بیام خدمتتون.

ماشین هم به سلامتی ثبت نام کردیم و قرار است پانزدهم تحویل شود به امید خدا.

دو روز بعد از برگشت سفر تولدم بود که خواهر عزیزم زحمت کشید و غیر از مهمونی که برگزار کرد برام تولد گرفت و امسال بر عکس هر سال که خونواده مهران این مراسم و به جا میاوردن تو جمع خونواده خودم و مادربزرگ و خاله و خواهر و برادر برای خودش یه صفای دیگه داشت و همه هم زحمت کشیده بودن و کادوهای خوبی دادن و بسی زیاد خوشحالمون کردن و البته شرمنده .

همینطور از دوست خوبم که اینجا را میخونه و میدونه که با خودشم خیلی خیلی خیلی ممنونم که مثل همیشه شرمندم کردند و از همینجا ازشون تشکرات بسیار فراوان مینمایم .

حدود یک هفته هم درگیر مریضی نهال جون که ازاون ویروسای بد قلق بچه را آب کرد از شدت گلاب به روتون اسهال و استفراغ که اونم دو روزی میشه که بهتر شده و با احتساب یک هفته مسافرت الان دو هفته است که خانومی مهد نرفته و امروز با هزار مکافات و دنگ و فنگ فرستادنش ؛ اونم با سرویس نرفته تازه بابا مهران بردنشون خانوم خانوما را .

هنوز کارهای خونه و خریدهای باقیمانده را شروع نکردیم و به خاطر مرخصی بابت سفر و دو روز هم مریضی نهال اصلا نمیشه مرخصی گرفت . شب که نمیشه خونه تکونی کرد پس فقط امیدمون به روزهای تعطیله که به کمک تمیز کار محترم و البته کمک مهران خان اگه افتخار بدن ببینیم میشه کاری کرد یا نه ......

یک سری از دوستا یه بازی وبلاگی راه انداختن که فکر میکنید ده سال دیگه کجایید و چکار میکنید ؟داشتم فکر میکردم که من ده سال دیگه حتما سر کار نمیام چون یکی ار برنامه هام اینه که با رفتن نهال به مدرسه منم خودمو بازخرید کنم پس ده سال دیگه دخترم پانزده ساله شده و من دارم با رفتارهای سن بلوغش کنار میام و همینطور از افتخاراتش توی درس و هنر و اخلاق مشعوف میشم یه بچه دیگه دارم که بازم دوست دارم دختر باشه چون به شدت دلم میخواد نهال خواهر داشته باشه . از این خونه رفتیم و یه خونه تو بهترین جای شهر و اون خونه ای که دلم میخواد و داریم و داداش کوچیکه زن گرفته و کل خانواده از این بابت یه نفس راحت کشیدن و دارن زندگیشونو با آرامش میکنن با اینکه توی دهه چهل عمرم هستم ولی همچنان یک زن شاد و زندگی دوست هستم که بیشتر از همیشه به بچه هام و شوهرم میرسم و دارم فکر میکنم که 10 سال پیش چه آرزوهایی داشتم و همش الان برآورده شده .دوستای خوبم را هم دارم و از بودن باهاشون لذت میبرم ..... به امید براورده شدن آرزوهای خوب همه و من و سرافرازی بچه هامون.

---------------------------------------------------------------------------------------------

یه سال دیگه داره تموم میشه و سعی میکنم این روزهای پایانی سال را با شادی تموم کنم هر چند که اشتباهاتی داشتم امسال ولی مطمئنم دیگه تکرار نمیشه و همین اشتباهات باعث شد که هم خودمو هم اطرافیانمو بیشتر بشناسم و تجربه های زیادی خوب یا بد کسب کنم و بیشتر به زندگیم علاقه مند بشم .کارهایی که مونده و باید انجام میشده را تموم کنم و یه خاطره خوب از پایان سال 90 بسازم با هیچکسی قهر نکنم و نذارم کسی ازم دلخور باشه و با مهربونی به استقبال بهار برم . همین که مریضی و غم و خدای نکرده از دست دادن کسی نباشه توی یک سال باید هزاران بار خدارا شکر کنیم و بابت همه لحظه های شاد و ناب زندگیمون ممنونش باشیم . 

این قسمتو تقدیم میکنم به خودم : ندا خانم بابت اراده محکمت و تصمیم مهمی که گرفتی ازت ممنونم و دست و پا و صورتتو میبوسم . محکم بغلت میکنم و از اینکه اینقدر خوبی و تصمیم گرفتی خیلی بیشتر خوب باشی دوست دارم عزیز دلمقلبقلبتشویق

خدایا حتی یک لحظه ما را به خودمون وا نگذار

خدایا ما نمیتونیم و قادر نیستیم از خودمون و بچه هامون مراقبت کنیم پس خودت و تنها خودت نگهدارمون باش و تنهامون نذار

خدایا بابت همه داده هات و نداده هات شکر که هر چه میکنی حکمتی داره و ما ازون بیخبریم

خدایا ممنون که عیبهامونو میپوشونی و خوبیهامونو بزرگ میکنی و به همه نشون میدی

خدایا هیچ وقت هیچ وقت هیچ پدر و مادری را با بچه اش آزمایش نکن که این دیگه توی توانمون نیست.

            خدایا بابت همه لحظه های شاد و سلامت عمرم ازت ممنونم .

 

 

 



/ 7 نظر / 16 بازدید
مرد تنها

سلام من وبلاک های شما را دنبال میکنم حسی بهم دست میدد که شاید بتونم گذشته تلخ ام با مهربونی شما ورق بزنم وقتی اون نوشته هایت میخونم میکم اون فرشته مهربونکه دارد به ما درس ندونستها یاد میدد با اینکه ما فکر میکنیم خیلی میدونیم من اقرار دارم که کم اوردم فرشته مهربون نگو که خانوده ات قدرتو ندارند مثل تو روی زمین نادرند من همیشه غصه نداشته ها را نخوردم بلکه غصه داشته های خوردم که کسانی داشتن و قدرش را ندونستن اما از کسی کمک خواستی که همیشه کنارت روح لطیفی داری دست حق نگهدارت باشد خداوند هیچ وقت این خصلت مهربونی و بزرگی ازت نگیرد موفق باشی

پسرتنها

دیگه نمیام چون بهم سرنمیزنی میدونم که برات مهم نیست خدانگهدار

پسرتنها

حالاشدی یه مامان خوب نداخانم[لبخند]

الهه

دوست دارم . حس خوبی از پستت بهم دست داد یه جور امیدواری و شادی

نغمه مامان رها

چه عجب خانوم بلاخره تنبلی را گذاشتی کنار؟

در امتداد شب

سلام من تازه با وبلاگتون آشنا شدم خوشحالم که بتونیم دوستای خوبی برای هم باشیم از دعاهاتون انرژی گرفتم

5 دقیقه تا آشنایی

عزیزم خوشحالم که خوشحالی و امیدوارم کارهات تا آخر سال خوب خوب انجام بشه