دعا و جمعه

امروز ختم قرآن گرفتم یعنی همه زحمتشو مامان طیبه میکشن ولی خب تو خونه ما برگزار میشه . برای مهران نذر کرده مامان طیبه بخاطر درد پاش که هیچ دکتری هنوز نفهمیده چیه و سوزشش تمومی نداره و ام آر آی و هزار تا عکس و قرص و دوا هنوز علاجش نشده .

حالا امروز ختم قرآن گرفتیم شاید .... نه حتما جواب میده

خیلی دوست دارم چون حدود یکساعت یا کمتر یک دور کامل قرآن ختم میشه و همه هم در سکوت دارن سهم خودشون را میخونن . نه از روضه خوان خبری هست و نه از روضه هایی که من هیچگاه از خواندن آنها در مراسم خوشم نیامد و صحت گفته هایشان را هیچگاه نتوانستم قبول کنم و گوش نکردم که نکردم . اما این ختم قرآن حالی دارد و من خیلی از سکوت حاکم در خانه وقتی همه دارند با خودشان آیات را زمزه میکنن لذت میبرم و البته برآورده شدن حاجت در کوتاهترین زمان ان شااله .

دیروز هم از صبح تا ساعت دو ونیم داشتم کل خانه را میتکاندم و با زبان روزه  و دست تنها خانه مثل دسته گل شد . خیلی از میهمانها بار اولشان است که به خانه مان می آیند... بعد از آن هم بعد از حدود  شش ماه که تنها رانندگی نکرده بودم  ماشین را برداشتم و با نهال راهی خانه دایی شهرام شدیم و آنجا هم بخاطر مریضداری و دو تا بچه شیطون یکبار دیگر عملیات خانه تکانی را اجرا کردم و دیگر دم افطار فکر کنم مرده ام داشت آبجوش میخورد و به جای خرما یک عدد ژولوفن خوردم که از سر درد نمیرم . و دوباره بعد از افطار و آمدن میهمانها برای عیادت انگار نه انگار که من  چندین ساعت خانه برادر را شسته و رفته و سابیده بودم و با قلبی تیر خورده از اینکه خانه شان را آنطور میگذارم و میروم و تنی خرد شده راهی خانمان شدم و نمیدانم چگونه به تختخوابم رفته و هفت پادشاه را به خواب دیدم تا خود صبح . نه سحر بیدار شدم و نه برای نماز صبح خجالت

 

 

 

/ 4 نظر / 4 بازدید
5 دقیقه تا آشنایی

عزیزم امیدوارم تمام ارزوها نزرهاتون برآورده بشه. مواظب سلامتیت باش .

الی

ندا جون قبول باشه عزیزم...امیدوارم یاد ما هم به ذهنت اومده باشه

الی

خسته نباشی

مامان دوست داشتنی

نذرتون قبول