راز باغ کاج

روبروی خونه ما یه بن بسته ته این بن بست یه باغ خیلی خیلی بزرگه که  یه درش ته همین بن بسته یه درش توی یه خیابون دیگه یعنی اینقدر بزرگه . توی این باغ پر از درخت های کاج سر به فلک کشیده است اصلا اسم این بن بستو به خاطر همین باغ گذاشتن بن بست باغ کاج همیشه هم درش بسته است چند وقتی که مسیر سرویس عوض شد و من صبحها مجبور شدم از سمت این بن بست رد بشم و چون اون موقع صبح قو هم تو آسمون پر نمیزنه توجهم جلب شد به رفت و اومدهای توی این بن بست

خیلی برام عجیب و یه کمی هم ترسناکه خانمهای زیادی اون وقت صبح میرن توی باغ در میزنن و یکی درو به روشون باز میکنه اکثرشون هم محجبه هستن یعنی چادرشون را اینقدر محکم میکشن روی صورتشون که اصلا معلوم نیست خانم زیر چادره یا آقا ، میرن تو و درو میبندن و این در صورتیه که هیچ زمان دیگه ما هیچ رفت و اومدی توی این باغ نمیبینیم حتی نمیدونیم صاحبش کیه تا چند وقت پیش من فکر میکردم یه باغ متروکه هست که صاحبش یا خارجه یا مرده و هیچ کسی نیست اینجا رو جمع کنه ولی حالا چند وقته میبینم که اینطوریا نیست .متفکر

یعنی چیکار میکنن اون تو ؟

اونجا مال کیه ؟

چرا فقط صبحها ؟

کی میرن بیرون که ما نمیبینیم؟

فکرم شدیدا مشغولشه

باغ کاج

/ 7 نظر / 6 بازدید

سلام ......دوست عزيزوبلاگ زيبا ومطالب جذابي نوشته اي سري بزن به وبلاگ من(پاييزفصل زيبا)متشكرم[گل][گل][گل]paez2012.

نرگس

سلام من یه وبلاگ تازه دارم یه جشن کوچولو به مناسبت امروز تو وبلاگم گرفتم عروسکام هم هستن خوشحال میشم شما هم بیاین. منتظرم[گل] راستی میشه وبهامون و لینک کنیم؟ داستانتون خیلی مرموز و جالب بود[گل]

محمد

حتما کارهای بی شرمانه صورت میدن

یه دوست

وای آدم میترسه . مراقب خودت باش اون وقت صبح

دلم میخواد ببینم اونجا چه خبره آدرس بده برم ته و توی قضیه را در بیارم برات